تو و بهار و من
فروردین که میشود
تو و بهار
به خانهام میآیید
و درختان مغموم
لای خندههایت شکوفه میدهند
تو ... اما همیشه
زودتر از بهار میروی ...
+ نوشته شده در سیزدهم فروردین ۱۳۹۴ ساعت توسط پرک
|
فروردین که میشود
تو و بهار
به خانهام میآیید
و درختان مغموم
لای خندههایت شکوفه میدهند
تو ... اما همیشه
زودتر از بهار میروی ...
درست گرمترین لحظه ی یک سال ِ پر دردسر، شاید مادرم هم کلافه شده بود... من آمدم و به سختی یقین پیدا کردم که «هستم»