اینجا مثل خانه‌ام شده

مثل وطن‌ام

دلتنگ‌اش می‌شوم، درست مثل خانه‌ای قدیمی در شهر دورافتاده‌ی پدری که دل‌ات می‌خواهد

بعد از چند سال که بازمی‌گردی، هنوز دست‌نخورده مانده باشد.

فقط گاهی بروی، گلدانی تازه ببری، آینه‌هایش را پاک کنی، چای دم کنی

و بعد از نوشیدن چای‌ات، برگ‌های گلدان‌اش را ببوسی

و بروی تا .... چند سال دیگر با حال و هوای دیگر.

این گلدان جدید را می‌گذارم این گوشه

دارم تماشایش می‌کنم و چای‌ام را می‌نوشم ...