هراس
امسال رو هیچ راضی نیستم به دنیا بیام
بیست و چهار اصلاً عدد قشنگی نیست
می ترسم ...
دلم می خواد این روزای آخرو تو آینه زندگی کنم
شاید وارونه بودنش باعث بشه دیرتر بگذره این روزا ...
آخه از بچگی هم بلد نبودم کلمات رو از آخر به اول بخونم
پ.ن. تقریباً هرسال ازینکه کسی ازم نمی پرسه می خوام به دنیا بیام یا نه ، متعجب می شم
آخه من به حقوق خودم آشنام :دی
نمی دونم شاید چون اینجا ایرانه ، هیشکی به هیشکی هیچ توضیحی نمی ده !
+ نوشته شده در پنجم مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط پرک
|
درست گرمترین لحظه ی یک سال ِ پر دردسر، شاید مادرم هم کلافه شده بود... من آمدم و به سختی یقین پیدا کردم که «هستم»