وقتی کنار من می ایستی
خبر آوردند آمده ای
گفتم برای رفتن آمده است
انگار جهان تعادل ندارد وقتی کنار ِ من می ایستی !
خورشید را بیدار کن
تا زمین شَوَم و
لاله دهم در آنسوی جهان برای تو ...
* پ.ن : اگه آدم گذاشت اهلیش کنن ، بفهمی نفهمی خودشو به این خطر
انداخته که کارش به گریه کردن بکشه !
+ نوشته شده در یازدهم فروردین ۱۳۹۲ ساعت توسط پرک
|
درست گرمترین لحظه ی یک سال ِ پر دردسر، شاید مادرم هم کلافه شده بود... من آمدم و به سختی یقین پیدا کردم که «هستم»