پرده
پرده روایت می کرد
از بهاری که در راه بود
از زمستانی که گذشت
از آدم های جورواجوری که می آمدند و می رفتند
من اما در این سوی پرده
تمام فصل ها برایم پرده بود !
+ نوشته شده در پنجم خرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط پرک
|
درست گرمترین لحظه ی یک سال ِ پر دردسر، شاید مادرم هم کلافه شده بود... من آمدم و به سختی یقین پیدا کردم که «هستم»